السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
85
سيره معصومان ( فارسي )
پيغمبر همچنين اين آيه را تلاوت فرمود « و از مردم كسى است كه براى كسب رضايت خدا جان خويش را به او مىفروشد و خداوند به بندگان مهربان است . » « 184 » در سيرهء ابن هشام آمده است : على بن ابى طالب ( ع ) سه شبانهروز در مكه بماند تا آن كه امانتهايى را كه از مردم پيش رسول خدا ( ص ) بود به آنان بازگرداند و آنگاه به قبا آمد و يك يا دو شب در آنجا درنگ كرد . » در سيرهء حلبيه به نقل از الامتاع آمده است : چون على ( ع ) از مكه به راه افتاد شب حركت مىكرد و روز در جايى پناه مىگرفت تا آنجا كه پاهايش ورم كرده بود . پيغمبر ( ص ) او را در آغوش گرفت و از ديدن منظرهء پاهاى آن حضرت دلش به رحم آمد و گريست و آب دهان در دستهايش ريخت و بدان دو پاى على را مالش داد . از آن پس على از درد پاهايش شكايت نكرد . » رسول خدا ( ص ) روزهاى دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه را در قبا ماند و مسجد خود را ساخت و روز جمعه از آنجا خارج شد . همچنين گفته شده است : آن حضرت چهارده شب در قبا ماند و شايد اين قول ، پذيرفتنىتر باشد . پيامبر ( ص ) بر شتر خويش سوار شد و مسلمانان با سلاح از راست و چپ آن حضرت را احاطه كرده بودند . او روز جمعه را در ميان قبيلهء بنى سالم بن عوف گذراند و نماز جمعه را در مسجدى كه در ميان وادى رانوناء بود ، به همراه يكصد تن از مسلمانان به جاى آورد . اين نخستين جمعهاى بود كه پيغمبر در مدينه نماز گزارد . قبيلهء بنى سالم بن عوف از آن حضرت درخواست كردند كه با مسلمانان و تجهيزاتشان در ميان آنان به آسودگى زندگى كند اما آن حضرت به آنها فرمود : راه اين شتر را بازگذاريد كه اين امر ( مسكن گرفتنش ) مربوط به شتر وى مىباشد . آن حضرت به هر يك از محلات انصار كه مىرفت از او خواهش مىكردند كه با تمام ياران و وسايل خويش پيش آنها بماند اما آن حضرت همان پاسخ پيشين را به آنها مىداد تا آن كه شتر آن حضرت بر در مسجد وى كه در آن هنگام براى خشك كردن خرما از آنجا استفاده مىشد ، زانو زد . اين محل از آن دو كودك يتيم به نامهاى « سهل » و « سهيل » فرزندان عمرو بود كه معاذ بن عفراء از آنها سرپرستى مىكرد . مردم با رسول خدا ( ص ) دربارهء اين كه نزد آنها فرود آيد ، سخن مىگفتند . ابو ايوب بار و توشهء پيغمبر را گرفته و آن را در خانهاش گذارده بود . رسول خدا ( ص ) فرمود : انسان همراه با بار و توشهء خويش است . و آنگاه بر ايوب فرود آمد و دربارهء آن زمين از وى پرسش فرمود . معاذ داستان اين زمين را براى پيغمبر بازگفت و اظهار داشت : صاحبانش را راضى خواهيم كرد . پيامبر ( ص ) آنجا را به عنوان مسجد خود برگزيد و دستور داد مسجدى بسازند .
--> ( 184 ) بقره / 207 ؛ وَ مِن النَّاس مَن يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضات اللَّه وَ اللَّه رَؤُف بِالْعِبادِ .